عکسهای محشر
دیرست ای امید
جای درنگ نیست
صبرم تمام شد
عشق است و ننگ نیست
مردم در انتظار
من عاشق تو ام
دل عاشق ز سنگ نیست
دریا نورد شو
بر کوه ها بزن
از قله ها بیا
من مرغ خسته ام
بسیار تیره شب که به الماس اشک ها
در انتظار ، شیشه ی شب را شکسته ام
دیرست ای امید
بگذر زه رود ها
دریا نورد باش
مرد نبرد باش
بر شو به کوه ها
هنگامه گرد باش
از بیشه ها بیا شبی که تو رفتی به آرزو گردی
کنار پنجره ماندم که زود برگردی
غم سیاه و بزرگی درون قلبم بود
ولی تو کاش نگاهی سپید می کردی
به خود نهیب زدم:<<بردبار و قانع باش
مگر تو در دل خود عشق را نپروردی
اگر به یاد کسی باشی و امید بهار
چه فرق می کند احساس سبز یا زردی>>
گذشت موعد دیدار و مانده بودم باز 


کنار پنجره ، شاید دوباره برگردی
ولی کنون که پس از سال ها رسیدی تو
غریبه است نگاهت چقدر هم سردی
من از مسیر تو رفتم ولی بگو آخر
به جستجوی کدامین بهار می گردی؟

بشتاب و مرد باش
من مرغ خسته ام
من پای بسته ام
دیر است ای امید
جای درنگ نیست
صبرم تمام شد
عشق است و ننگ نیست
مردم در انتظار
من عاشق تو ام
دل عاشق ز سنگ نیست


کاش بودی تا دلم تنها نبود